نوشتن یا بهتر بگویم کپی کردن شعر شاعران معروف در وبلاگ چه سودی دارد؟!

١- وبلاگم به شعر و نفس قدسی شاعران عارف مسلکی همچون سعدی و حافظ و مولوی مزین و عطرآگین می شود.

٢- این شعر بیانگر حالت درونی و احساسی من در این روز و ساعت و لحظه خاص است و هر زمان که دوباره بخوانمش یاد آن احساساتم خواهم افتاد

٣- هرچه این اشعار و واژگان منتخب از ادبیات سنتی مان در فضای وب گسترش پیدا کنند بهتر است.

پس بفرمایید این هم یک غزل زیبا و پر معنا از حافظ عزیز که به حق بر گردن همه ما ایرانیان در گسترش معنا، ادب، واژه و بسیاری چیزهای دیگر حق دارد:

گر بود عمر به میخانه رسم بار دگر
بجز از خدمت رندان نکنم کار دگر

خرم آن روز که با دیده گریان بروم
تا زنم آب در میکده یک بار دگر

معرفت نیست در این قوم خدا را سببی
تا برم گوهر خود را به خریدار دگر

یار اگر رفت و حق صحبت دیرین نشناخت
حاش لله که روم من ز پی یار دگر

گر مساعد شودم دایره چرخ کبود
هم به دست آورمش باز به پرگار دگر

عافیت می‌طلبد خاطرم ار بگذارند
غمزه شوخش و آن طرهٔ طرار دگر

راز سربسته ما بین که به دستان گفتند
هر زمان با دف و نی بر سر بازار دگر

هر دم از درد بنالم که فلک هر ساعت
کندم قصد دل ریش به آزار دگر

بازگویم نه در این واقعه حافظ تنهاست
غرقه گشتند در این بادیه بسیار دگر