پس از نوجوانی و از وقتی که به سن بیست و پنج سالگی رسیدند برای مدت بیست و پنچ سال به روشی که گفته خواهد شد زندگانی می کنند: نخست آن که آنان خودشان را برای مشاغلی که صاحبان آن ها باید از حیث عقل رشید باشند و سن نیروی آنان را زایل نکرده باشد در اختیار کارگزاران دولت می گذارند. اگر بر حسب اتفاق لازم شود که به جنگ روند چنین کسانی تیر و زوبین ندارند. اسلحه آنان برای جنگ تن به تن است و جوشنی به تن دارند، سپری به دست چپ و شمشیر یا ساتوری به دست راست دارند. به جز آموزگاران کودکان تمام کارگزاران دولت از این طبقه بیرون می آیند. وقتی که مردان بیست و پنج سال در این طبقه گذراندند و از سن پنچاه بالاتر رفتند داخل طبقه پیرمردان می شوند و در واقع پیرمرد اند. پیرمردان برای جنگ به خارج از وطنشان نمی روند و در وطن می مانند و به کارهای عمومی و خصوصی می رسند. آن ها حکم اعدام می دهند، رییسان را انتخاب می کنند. اگر نوجوانان یا مردان از وظایف خود تخلف کنند هر کس که بخواهد می تواند آن ها را متهم کند. پیرمردان اتهامات را شنیده و رسیدگی می کنند، مقصر را شناسایی و از رتبه اش می اندازند و چنین کسان در تمام مدت عمر به این حال باقی می مانند.

سرانجام برای درک بهتر شیوه حکومت و آیین پرورش پارسیان جملات زیر گویا هستند: می گویند عده پارسی ها بیش از 120 هزار نفر نیست (در زمان کودکی کوروش) و هیچ کدام را از وظایف و افتخارات محروم نکرده اند ( عدم وجود تبعیض طبقاتی). هر کس اجازه دارد کودکان خود را به پرورش گاه عدالت بفرستد. اما کسانی اطفال خود را به آنجا می فرستند که می توانند آن ها را به کاری نگمارند ( نیاز به کار فرزندانشان ندارند) و کسانیکه نیاز دارند تا کودکانشان را به کار بگمارند فرزندانشان را نمی فرستند. فقط کودکانی که در این مکتب تربیت یافته اند می توانند در طبقه جوانان وارد شوند و نیز آن هاییکه مدت قانونی را در طبقه جوانان به سر برده اند می توانند در سلک مردان داخل شده و رتبه های دولتی بیابند، بنابراین کسانیکه در طبقه کودکان و نوجوانان نبوده اند نمی توانند در سلک  مردان درآیند و سرانجام کسانی که در مدت مقرر جزء مردان بوده اند و شکایتی از آنان نشده در ردیف پیرمردان قرار می گیرند(نمود کامل شایسته سالاری و رشد سلسله مراتبی و متکی به شایستگی). بنابراین طبقه پیرمردان ترکیب یافته از کسانی است که از تمام درجات نیکویی گذشته اند.

چنین بوده تشکیلات جکومتی پارسیان در زمان کوروش که باعث می شده اخلاق آن ها اصلاج شود. در میان آن ها علامات قناعت، میانه روی و این که مایل بوده اند غذا را با ورزش تحلیل ببرند دیده می شده. نزد پارسی ها آب دهان افکندن، بینی پاک کردن و کنار رفتن برای چنین کارهایی شرم آور بوده است. خودداری از چنین کارهایی ممکن نمی بود اگر موقع خوردن قانع نبودند یا با ورزش رطوبت های بدن را برای اینکه جریان دیگر نیابد، بیرون نمی کردند.

---------------------------------------------------------------------------

برگرفته از تاریخ ایران باستان نوشته حسن پیرنیا (مشیرالدوله)